عبدالله مستوفى
97
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كه پيادهرو آنها با سنگهاى تاوهء تراش پر عرض و طول و سوارهرو آنها با سنگهاى قلوهء كوچك يا تخته ، فرش شده است . اراضى ما بين را بزاويههاى قائمه قطع كرده و خانهها در اين اراضى ساخته شده است . هر خانهاى داراى چهار پنج طبقه و بسته ببزرگى و كوچكى خانه ، از دو تا هشت و ده مدخل و هر طبقهاى داراى هفت هشت الى ده دوازده دستگاه منزل و يك حياط با در بزرگ كالسكهرو ، در وسط مدخلهاى سمت خيابان است . طرفين هر مدخل دو دستگاه منزل ساخته شده كه بسته بزيادى و كمى طبقات ساختمان ، هر مدخلى مخصوص بهفت هشت الى ده دوازده منزل است . هر دستگاه منزلى داراى تالار و سفرهخانه و اطاقهاى كوچكتر متعدد و حمام و آشپزخانه و غيره مىباشد كه يك خانواده به خوبى و رفاه در آن مىتوانند زندگى كنند . حياط وسط براى نور گرفتن اطاقهائى است كه در پشت جبههء سمت خيابان خانه ساخته شده است . سه طرف ديگر اين حياط هم مثل جبههء خيابان ، ساختمان و در هر سمت از چهار تا هشت و ده مدخل ساختهاند كه هر مدخلى راهرو چندين دستگاه خانه است كه مثل ساختمان جبههء خيابان ، در طرفين هر مدخل ، برويهم بنا كردهاند . بنابراين ، حياط راهرو اين مدخلها هم هست . در طبقهء زيرزمين ، انبارهائى هم براى هيزم و يخچال دارد . خلاصه اينكه در هر خانهاى حداقل بيست و حداكثر شصت هفتاد خانواده منزل دارند . تمام خانههاى شهر بوسيلهء پولدارها براى اجاره ساخته شده و كمتر كسى است كه خانهء ملكى داشته باشد ، بطوريكه عوض شدن نشانى خانه در هر سال يا هر دو سال يك مرتبه كار عادى است . كرايهء منزلهائيكه مدخل آن به سمت خيابان است ، البته گرانتر از منزلهائيست كه مدخل آن در حياط است . بنابراين در يكخانه ، هم از طبقات اعيان و هم از طبقات نسبة پائينتر هر دو منزل دارند و در هر خانهاى صد الى پانصد ششصد نفر زندگى ميكنند . به همين جهت قسمتى از كلفتى بنا ، در طبقهء اول ، صرف ساختمان دكان و مغازههائى شده است كه اين يكصد الى پانصد ششصد نفر سكنهء خانه به آنها احتياج دارند . هر خانه نسبت به بزرگى و كوچكى و زيادى و كمى جبههء كوچه ، سه چهار الى هشت نه نفر دربان و به همين عده رفتگر و چرخچى و يكى دو گارى و چند سر اسب دارد . تميز كردن هر كوچه و آبپاشى جبههء خيابان با اين رفتگرهاى خانه است . يكى از كارهاى اين رفتگرها در زمستان ، آوردن تاوههاى يخ از رود نوا و انبار كردن در يخچال خانه است و همچنين آوردن هيزم از كنار آبگيرهاى سابق الذكر « 1 » و بردن خاكستر و خاكروبهء خانه بخارج كه تمام اين كارها بوسيلهء گارىهاى خانه انجام مىشود . هيزم زمستان و يخ تابستان منزلها روى اجارهء خانه است كه هرچند ده منات از اجارهخانه ، ميزان معينى هيزم ، حق دارد از انبارخانه استفاده كند . يكى ديگر از كارهاى اين رفتگرها برداشتن
--> ( 1 ) - در جنگلهائيكه رود نوا از آنها ميگذرد هيزم برى ميكنند و با قايق باركش خيلى ساده بكنار شهر آورده از آبگيرهائيكه بداخلهء شهر كشيده شده ، به شهر ميرسانند و در آن خانهها تقسيم مىشود .